خرید بک لینک
بالاخره خونمون خالی از مستاجر شد و دیگه مال خودمون شد خخخخ

خداروشکر...

دوروز پیش صبح زود مستاجر لطف کرد و بخاطر جشن ما یه ماه زودتر خونه رو تخلیه کرد....^_^ ظهر تماس گرفت همسر که بیاین واسه تسویه حساب و تحویل خونه.

منم جایی کارداشتم . همسر منو رسوند مقصد و گفت منتظر میشم تا بیای برسونمت، زود کارمو تموم کردمو سوار ماشین شدم که برگردم خونه دیدم زنگید به جناب مستاجر که ما بیکاریم بیا خونه ماهم ازینور میام...

یه لحظه با خودم گفتم چکاریه منو میبره این که یه کار مردونه اس و نظر منو که نمیخاد ولی وقتی به چهره اش نگا کردم دیدم ذوق داره از چشماش میباره و برگشت بهم گفت دیگه خونه شد خونه ما دوست دارم با هم بریم...

رفتیمو اونا که باهم حرف زدنو حساب کتاب رو کردن منم از وضعیت خونه پرسیدم ببینم جایی چیزی مشکلی نداره ( البته که از مستاجر قبلی هم پرسیده بودم خخخ) و کلی رضایت داشت که خب باعث شد منم دلم گرم بشه.. آخه خونه های آپارتمانی از نوع مسکن مهر از بس که شنیدم یه خورده ترس داشتم که خداروشکر برطرف شد.

بعد ازون برگشتیم خونه و کلی برا فرش و کابینت و کمد دیواری و چه و چه حرفیدیم ولی خب تا اندازه گیری دقیق نباشه همش الکی بود..... دیروزم ام دی اف کار رو برده بود خونمون و یه سری نظر داده بود که اندکی باب میل بنده نبود و امروز با همسرجان یه سریاشو اصلاحیه زدیم و قرار شد رنگشو انتخاب کنم..

آشپزخونه کاشیاش سبز لیموییه من آشپزخونه سفید دوست دارم به خاطر همین کل وسایل برقیمو و تیکه های بزرگ رو سفید خریدیم حالا اگ بگم کابینتم سفید باشه همسر منو میکشهههههه...... آخه ازم خواهش کرده قید سفید رو بزنم که اگه به سلیقه من بخاد رفتار کنه خونه رو بی روح میکنم خخخخخ ولی آخر سرم میگه آشپزخونه مال تویه هرچی خودت نظر بدی همونه

دیشبم دوتایی رفتیم هال و اتاقا رو اندازه گرفتیم برا فرش ... اصن جور درنمیومد.. با اون ساختشون

ان شاالله که به سلامتی باشه (خداجونم خودت هوامونو داشته باش ،)

خدایا برا هرکی مثه ماست زودی جور کن برن سر خونه زندگیشون ..... آمین

خدایا شکرت

برچسب: خونه,خودمون, نویسنده: سام فدایی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 15:16

صفحه بندی