خرید بک لینک
بهلله

این یارجان بنده امشب تولدشه....

پارسال که دقیقا افتاده بود شب احیای 19 ام امسال خداروشکر افتاده عید فطر....

حالا منه خوابالو با بی برنامگی تمام و با کلی برنامه به هم ریخته تو ذهن دیرم از خواب بیدار شدم و تند تند کارامو کنار هم چیدم که فلان کنم بهمان کنم!!!!

حتی کادو تولدشم که میدونستم چی میخوام بگیرم ولی با سهل انگاری نگرفتم!!!! زنگیدم آبجی که داره میره دانشگاه گفتم همونجور که میری فلان چیز و فلان چیزو بخری با این سایز با این رنگ و ......

اومدم یه مدل ژله خوشگل رو فرستادم تلگرام آبجی دیگه و بعدشم زنگیدم که الان موادشو میفرستم برام تا شب حاضر کنی!!!!!

خودمم که زحمت کیک و غذارو میکشم دیگه......

از طرفی هم امروز آخرین روزه دوره قرآنه و باید سفره ختم صلوات پهن کنیم و همه اشم مطمئنا گردن منه!!!!!

الان که کیکم پخته شد و گذاشتم تو یخچال تا خنک بشه تا عصر که اگه بتونم خامه کشی کنم روشو......

افطارم که به همسرجان از دیروز پیشنهاد دادم که بریم پارک خارج از شهر خخخخخخ

اصن یه وضعی!!

با خودم گفتم امشب نگیرم فردا که روزه هم نیستیم همه چی رو از قبل حاضر کنم ولی باز گفتم مزه اش میره!!!

خواهری هم اومد گف تا من رسیدم شهر بغلی همه مغازه ها تعطیل بود!!!!

آخه تولد بی کادو؟؟؟

تقصیر خودمه.... هفته پیش باید میخریدم

حالا برم سراغ بقیه کارا..... از طرفی هم از نهضت ازم خواستن تراکتای کلاسای تابستونی رو تایپ و طراحی کنم اونم برا امشب ... آخه کو وقت؟؟؟؟

عجب اوضاع درهمی

راستیییییییییی..... تاریخ عروسیمونم مشخص شد... امروز همسری گروه ارکستر و فیلمبردار اوکی کرده تالارم که قبلا حرفیده بود امروز قطعیش کرده!!!!!!!!! ان شاالله عروسیمون نزدیکه!!!

تاریخشم میام مفصل بیان میکنم ^_^

برچسب: یعنی, نویسنده: سام فدایی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 15:16

صفحه بندی