سر سفره ناهار گل پسرو کنار سفره گذاشته بودم و داشتیم ناهار میخوردیم که دیدم سرشو کرده تو بالش و با تلاش فراوان برگشته رو بازوشه
همسر: عه محمدرضا رو ببین داره بالشتو لیس میزنه!!! چرا اینجوری میکنه!
من: ای جانم داره خودشو دمر میکنه!!!^_^
همسر خواست کمکش کنه نذاشتم!
دارم ظرفارو میشورم!
صدای داد همسر
وای بیا ببین بازم داره همون کارو میکنه!
منم از تو آشپزخونه در حال نظاره کردن تلاش بیشترش واسه برگردوندن هی به همسر میگم نکن کمکش نکن بذار خودش برگرده!!!
که با یه اشاره همسر دیدم خودشو دمر کرد پسرم


و این اولین برگردوندن خودش بود!
این حرکت درست بعد اون فیلمه بود که دیدم بچهه تازه خودشو برمیگردوند و یه بار که دمر بود خفه شد!!!! چقد گریه کردم آخرای فیلم!
خدا برا هیچ مادری نیاره

برچسب:
نویسنده: سام فدایی