خرید بک لینک
این آخر هفته گذشته هم خداروشکر بد نبود^_^

پنجشنبه که به مناسبت روز معلم (و ما از طرف نهضت سوادآموزی که جزو آموزشگرا هستم اینجانب) دعوت بودیم به مراسمی که به همین مناسبت گرفتن!!! بی نهایت شلوغ و پر همهمه که اصلا نمیشنیدیم چی می گفتن!!!

البته مادرشوهرمم بود به خاطر اینکه پدر همسر فرهنگی هستن ایشونم با من اومدن و چون خونوادگی دعوت بودیم منم همراه خواهرمو خواهرزادم رفتیم مراسم....

اونجاهم که به علت شلوغی از حرفاشون نمیشنیدیم پس خودمون با خودمون می حرفیدیم که....... شنیدم مادرشوهرم گف فلان تاریخ ان شاالله عروسیتونو می گیریم!! و این کلا با اون تاریخی که ما خبر داشتیم فرق میکرد!!!! شبم رفتم خونشون ببینم واقعا تکلیف چیه؟ چرا اینا هی تاریخو جلو عقب میکنن!! پس کی میرسیم ما به کارامون برسیم!!! که یه تاریخی گفتن حالا موقته (این تاریخ نزدیکتر از اونچیزیه که ما میدونستیم)

حالا فعلا که مستاجر از اول میگفت پولو که حاضر کنید من بلند میشم ولی باز اعلام کرده نه بلند نمیشه!!!!!

تالارم که همسر هنووزز رزرو نکرده!!!! و از یه طرف میگن بعد ماه رمضونه (البته که تا محرم جزء بعد ماه رمضون حساب میشه خخخخ) !!!!!

دوست ندارم خیلی فشار بیارم و خیلی ازش بگم چون خدای نکرده دور از جون شبیه عروسی خواهرم نشه که از بس هم عجله داشت هم میترسید از فوت کسی اونجوری شد عروسیش!!!

نمیدونم چرا وقتی آدم میخواد عروسی بگیره مریضیای اقوام بیشتر تو چشم میاد یا وخیم تر میشه حالشون!!!!!

خدایا من که به خودت سپردم و به هیچ موردش کار ندارم فقط کمکمون کن با آرامش و خوب برگزار بشه.

شماهم دعا کنید که هرچی صلاح میدونه خدا به خوبی بگذره که دعا در حق دیگران زودتر اجابت میرسه

مخصوصا امشب که تولد عزیز دل امام حسین(ع) حضرت علی اکبره

عیدتونم مباررررررک


برچسب: نویسنده: سام فدایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 3:36

صفحه بندی