خرید بک لینک

از امروز وارد هفته 13 ام شدیم!!!خودمو تودلی جان رو میگم^_^

این هفته باید برم برا سونوی غربالگری ان تی..... البته احتمال قوی جنسیت هم مشخص بشه

همه ازم میپرسن چی دوست داری!!! قبلنا یعنی وقتی که هنوز تو عقد بودم میدونستم چی میخوام ولی الان فقط و فقط سلامتیش مد نظرمه... همسر هم همینطور ، یعنی از وقتی خواهرزادم رو دید که چقد همه ، مخصوصا آبجیم تو بیمارستانا اذیت شد دیگه ازونموقع فقط همسرجان میگه هرچی باشه فقط سالم باشه و این جواب رو به فامیل و خونوادش هم گفته... و ما که از خیلی قبلترها هم اسم دختر انتخاب کردیم و هم پسر و ازین بابت نگرانی نداریم که چی بذاریم چی نذاریم...... گرچه اونا (یعنی همون عمه های همسرو گاها پدرشوهر) که برا خودشون کلی اسم پسرونه فقط انتخاب کردن!!!

یه بار شنیدم که همسر داشت با دوستش صحبت میکرد که خانومش بارداره و گفت دختر داره کلی شوهرم از مزایای دخمل براش گف که بسی باعث تعجب اینجانب گشت!!!

تو این مدت که گذشته هنوز صدای قلب بچه ام رو نشنیدم!!!!! دیشب از پایگاه اس اومد برام که نوبت مراقبت شما فرارسیده!! با خودم گفتم عه راستی چه خوب!! میتونم فردا برم پایگاه سلامت صدای تودلی جان رو بشنوم!!! همش هی از دیشب یادم میاد قند تو دلم آب میشه ولی خب صبح همسرجان خیلی زود رفت بیرون نشد باهاش برم منم گفتم صبونه رو که خوردم خودم میرم که اونم تا بیدار شدم دیدم 9 صبحه!!!! خب پایگاه های سلامتم که تا دیر بری باید تا ساعت 12 ، 13 منتظر باشی... ازونجا هم که امروز گفتم بعد ماه ها برا همسرجان قرمه سبزی بذارم دیگه ترجیح دادم نرم و یه دستی به سر و گوش خونه کشیدمو ناهار رو پختیدم که با ذوق فراوان همسر روبرو شدم^_^ آخی طفلک شوهرم چقد دلش قرمه سبزی میخواسته و تو این چند ماه دم نزده... واقعا خدا حفظش کنه و همین اخلاقشو نگه داره (آمین) خخخخ

برچسب: نویسنده: سام فدایی تاريخ: شنبه 26 اسفند 1396 ساعت: 14:25

صفحه بندی