خرید بک لینک
خداروشکر

پسرکه جانم الان وارد 9 ماه شده و بلند میشه و وامیسته و فضولیاش چندین برابر شده و به همون اندازه و حتی صدبرابر بیشتر شیرینیاش خوشمزه تر.... اونقدری که وقتی میخوابه دلم براش تنگ میشه .... گاهی با خودش شرو میکنه به حرف زدن و گفتن کلمات نامفهوم حالا دیگه هروقت باباشو میبینه که میاد خونه از همون لحظه ورودش به خونه شرو میکنه پشت سرش چهاردست و پا رفتن توی اتاق که میره لباساشو عوض کنه قدم به قدمش میره حتی تا در دسشویی خخ و وقتی هم از خونه میره بیرون گریه میکنه.... با چهارتا دندونی که درآورده هرجا از بدنمون که گیرش میاد گاز میگیره و میخنده .... حالا دیگه بازی کردن رو دوست دارهو تقریبا چیزایی که میخواد رو میتونه با اشاره یا گریه و درآوردن صدا نشون بده! و بماند که هرچیزی رو هم ببینه با خودن امتحانش میکنه و خیلی باید مواظب باشیم که چیزی نخوره..... فسقلی یه آشغالایی رو پیدا میکنه که اصلا من با جارو زدنم ندیدمشون!!!!

خداجونم خیلی شکرت که داریم بزرگ شدن هدیه ات رو میبینم .....

ان شاالله این حس شیرین و وصف ناپذیر رو خدا جون به همه زوج ها بچشونه که واقعا حسش لذت بخش و شیرینه! هرچقدر عزیزکم بزرگتر میشه دلم برا کوچیکیاش تنگ میشه و از بزرگ شدنش یه حس عجیب خوشحالی میگیره منو.....

خدایا تورا شکر

برچسب: نویسنده: سام فدایی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:16

صفحه بندی