just for you

متن مرتبط با «این چند روز هواشو داشته باش» در سایت just for you نوشته شده است

این روزهای منه کلافه......؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «این روزهای منه کلافه......» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. این روزها........ از بس که فکر کردم...... به ادامه تحصیل  ..... خوندن یا نخوندن ارشد....... به کلاس برداشتنای پر از زحمت ..... به این همه رفتنهای بیخودکی و بیفایده به اداره نهضت....... به این آزمونها.... به این هم...

    ادامه مطلب
  • این روزهای منه کلافه......

  • نیلوبلاگ

    این روزها........ از بس که فکر کردم...... به ادامه تحصیل ..... خوندن یا نخوندن ارشد....... به کلاس برداشتنای پر از زحمت ..... به این همه رفتنهای بیخودکی و بیفایده به اداره نهضت....... به این آزمونها.... به این همه استخدامی که یکیشم شامل حال من نشده...... اوووووووففففففففففف دارم دیوانه میشم...... سرم منفجر نشه خوبه........... حس یک سرخوردهخدایاااااااااااااا با همه اینا خیلی دوست دارم ...... شکرررررررررتتتتتتتت...

    ادامه مطلب
  • آهای فریاد فریاد عزیزم داره میاد (البته برا اون روز بود که میخوندم )

  • نیلوبلاگ

    آخر هفته پیش....... روزی که جانه دل قرار بود تشریف بیاره!!! چقد روز خوبی بود.... گرچه انتظار سخته اما امید به وصل شیرینش میکنه^_^ با وجود اینکه روز خیلی خیلی سردی بود اما حس میکردم خیلی هواش خاصه ..... ...

    ادامه مطلب
  • جهاز برون و روزهای قبلش

  • نیلوبلاگ

    هفته قبل سر یه کار اشتباهه جناب همسر باعث شد که ده روز همو نبینیم و منم به شدت عصبانی باشم ازش و حتی تا جایی که گفتم دیگه بر نمیگردم و بره تاریخ عروسی رو کنسل کنه ..... تکرار شدن ترجیح دادن خانواده اش به من!!!!!!من مشهد بودم اون شهر خودمون بود داشتم بر میگشتم که با خانوادش تو راه رفتن به مشهد بودن! ...

    ادامه مطلب
  • دو روز دیگه..... ان شاالله

  • نیلوبلاگ

    نمیدونماین چه مدلشه؟!! این روزای آخر فشار روانی و روحی بالاست.... و اکثر با دلخوری میگذره....... شاید بخاطر اینه که فشار کارا زیاده هی تند و تند هرکار مونده رو باید انجام داد در کنار کارهای روزمره، به خاطر همین باعث میشه استرس و اعصاب خوردی پیش بیاد!!!! معمولا دوستامم همینجوری بودن! با این تفاوت که ...

    ادامه مطلب
  • روزهای آخر 95

  • نیلوبلاگ

    این از روز چهارشنبه 18 اسفنده که وای اصن یادم نمیاد ........!! وای قاطی کردم................!! نمیدونم هفته قبلش فرشارو شستیم یا همین هفته بود!!! اگ این هفته بود که..................... آها!! یادم اومد تقریبا!!!هفته قبلش که شهادت بود و ما خونه رو مثلا دیگه تمیز کرده بودیم و مراسم داشتیم و قرارم نبود...

    ادامه مطلب
  • آخرین روز فروردین

  • نیلوبلاگ

    8 ام فروردین که نزدیکترین دوستمون (رفیق من و همسر) عروسیشونو گرفتن و بسلامتی رفتن خونشون... البته ناگفته نماند که این رفاقت من باعث و بانیش همسرم شد یعنی همسرم یه دوستی داشت که 15 ساله باهمن از برادر به هم نزدیکترن!!! به شدت رفیقن و همه کارا و برنامه ها و همه چیشون باهم بوده حتی سربازی و دانشگاهم نت...

    ادامه مطلب
  • این روزهای من

  • نیلوبلاگ

    خداروشکر این روزها که الحمدلله خوبه و با گذشت روزها ان شاالله داریم به روزهای مشترکمون نزدیک تر میشیم ^_^البته ناگفته نماند که گوش شیطون کر دیگه مثه همیشه سر هرچیزی بحث را نمیندازم و البته چیزی هم که پیش میاد مثه پارسال طولانیش نمیکنم!!! فکر کنم سر عقل اومدما گرچه دیروز عصری در حال پیام دادن به همسر...

    ادامه مطلب
  • این جمعه هم گذشت

  • نیلوبلاگ

    » نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...

    ادامه مطلب
  • این هفته ای که گذشت....

  • نیلوبلاگ

    امروز پنجشنبه اس..... و الان از مراسم هفت عمه ام برگشتیم..... داشتم با خودم میگفتم راسته که می گن شنبه رو هرجور شرو کنی اون هفته همون شکلی میشه!!!!!آخه صبح شنبه که با اون خبر بد شرو کردم هنوز سه روز گذشته بود که دوباره با خبر شدیم مامان دوستم که رفیق مامانمم بود فوت شده!!!! خیلی ناراحت کننده بود... ...

    ادامه مطلب
  • اندر احوالات روز انتخابات ......

  • نیلوبلاگ

    البته که اینقد اون روز پر ماجرا بود برای ما که فقط میتونم به نکات مهمش اشاره کنم تا بعدنا یادم نره و هروقت بخونم خاطراتش برام زنده بشه!!! شب انتخابات به همسر گفتم چون صبح زود میخوایم بریم بیا اینجا بخاب تا صبح الاف نشیم. همه میگفتن خیلی استرس داشتن و اصن نتونستن بخوابن شاید منم از استرس بود که همین ...

    ادامه مطلب
  • روزهای کدبانو بودن

  • نیلوبلاگ

    سلام یک عدد نیلوی تنبل هستم در خدمتتون ازونجا که یکی از دوستام کامنت میده وی کامنتاش بمن نمیرسه!!!! قصد دارم نقل مکان بنمایم به یه آدرس دیه با سرور جدید بنظرتون کدوم خوب می باشد؟؟ و آیا با نقل مکان اسباب کشیم امکان داره؟؟؟ یعنی این خاطراتمم بدون حذف شدن منتقل میشه؟؟؟...

    ادامه مطلب
  • این نیز بگذرد ...

  • نیلوبلاگ

    هيچ كس بر خطا نيست. از دريچه چشمان عشق، هر كس بر حسب سطح آگاهي خود سعي دارد به بهترين نحو عمل كند....

    ادامه مطلب
  • این چند روز ...

  • نیلوبلاگ

    تا"خدا"هستهیچ لحظه ایآنقدر سخت نمی شودکه نشودتحملش کردشدنی ها را انجام میدهمو تمام نشدنی هایم رابه "خداوند"می سپارم...

    ادامه مطلب