just for you

متن مرتبط با «این چند روز کشمکش و گیر» در سایت just for you نوشته شده است

این روزهای منه کلافه......؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «این روزهای منه کلافه......» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. این روزها........ از بس که فکر کردم...... به ادامه تحصیل  ..... خوندن یا نخوندن ارشد....... به کلاس برداشتنای پر از زحمت ..... به این همه رفتنهای بیخودکی و بیفایده به اداره نهضت....... به این آزمونها.... به این هم...

    ادامه مطلب
  • آذر ... ماه من؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «آذر ... ماه من» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. برگه  آذر ماه که همسر جدا کرده از تقویم جلوم روی میز کامپیوتره... آذر ماه عزیز من^_^ همیشه فصل پاییز رو مخصوصا این ماه رو دوست داشتم .... حتی اون زمانا که طبع شعری هم داشتم براش یه شعر نیمایی پر عاطفه هم گفتم!کیه که فصل و ماه...

    ادامه مطلب
  • سلام؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «سلام» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. سلام .... یهویی دلم هوس اینجا و نوشتنشو کرد!!! دیگه دیدم تا تنهایم و اون وروجک فضول و پدرجانش نیستن یکم خاطره به یدگار بذارم^_^ هنوزم این علامتو دوست دارم که وقتی کنار هم میذارمشون میشن لبخند^_^امروز که 22 ماه رمضونه و امسال برا اولین ...

    ادامه مطلب
  • جزئیات تازه از عنوانی ندارم براش

  • نیلوبلاگ

    اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «عنوانی ندارم براش» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. اوه اووووه اووووه چه گردو خاکی گرفته اینجاروووو!!!!!!از کیه نیومدم سراغ وبلاگ و خاطره نویسی دوست داشتنیم!!!!!!! حالا خوبه زیادم اهل اینستا و اینا نیستم ک مثلا برم و اونجا مثه شاطر پست بذارم امروز که هست...

    ادامه مطلب
  • آنچه باید درباره دخترم، عضو جدید خونواده ^_^ بدانید

  • نیلوبلاگ

    موضوع «دخترم، عضو جدید خونواده ^_^» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. امروز دقیقا 17 روز هست که یه کوچولو شده مهمون دائمی خونمون.قربون دست و پای کوچولوش برم که قراره بشه مونس مامان و آبجی داداش و دختر باباجناب بابا که دیگه انگار نوبرشو آورده همه تو دلشون عروسیه بابای زینب خ...

    ادامه مطلب
  • بررسی اول هفته

  • نیلوبلاگ

    این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «اول هفته» تهیه شده است و مهم‌ترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. امروز شنبه اسدیروز خونه روضه حضرت رقیه داشتم و یه دیگ آش هم پختیم (ان شاالله ک مورد قبول حضرتش باشد)آبج یگف چرا همسایه هاتو خبر نکردی. یه نگا به جمعیت کردم با خودم گفتم ماشاالله با وجود فامیل دیگه همسایه هارو کجا جا میدادم!!!!...

    ادامه مطلب
  • خیانت در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، هر آنچه باید درباره «خیانت» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دقیقا سه هفته پیش مثل امشب......25 شهریور.... شب وحشتناکی برا منه تنها ورق خورد....... جناب به اصطلاح شوهر رفته بود دنبال خونه بگرده و شبم تو همون شهر مونده بود..... من و دوتا بچه های کوچیک خونه تنها بودیم!! و منی که داشتم با اون اس میدادم ک مثلا ...

    ادامه مطلب
  • اول هفته

  • نیلوبلاگ

    امروز شنبه اسدیروز خونه روضه حضرت رقیه داشتم و یه دیگ آش هم پختیم (ان شاالله ک مورد قبول حضرتش باشد)آبج یگف چرا همسایه هاتو خبر نکردی. یه نگا به جمعیت کردم با خودم گفتم ماشاالله با وجود فامیل دیگه همسایه هارو کجا جا میدادم!!!!از دیروز حسااااابی خسته ام و بدنم انگار کوفته شده!!!!! شایدم از استرس بود اینجوری تحلیل رفتم!تا جایی که بعد مراسم و رفتن مهمونا همون وسط هال دراز کشیدم و باوجود سروصدای خیلی زیاد خواهرزاده و پسرجانم و بالارفتن های زینب کوچولو از بنده خوابم برده بود.این هفته قراره خواهرزاده ام بعد 5 سال عمل حلزونی گوشش انجام بشه ان شاالله...خدایا ...یا امام رضا میدونم که یادتونه که گفتونین هنوز نوبتش نشده!!! الان دیگه نوبتش و منتظر شفای شماییم که دست رئوفتونو بکشید به سر این بچه ...آقاجا...

    ادامه مطلب
  • عنوانی ندارم براش

  • نیلوبلاگ

    اوه اووووه اووووه چه گردو خاکی گرفته اینجاروووو!!!!!!از کیه نیومدم سراغ وبلاگ و خاطره نویسی دوست داشتنیم!!!!!!! حالا خوبه زیادم اهل اینستا و اینا نیستم ک مثلا برم و اونجا مثه شاطر پست بذارم امروز که هست 16 مرداد ماه 1400 خب اولین خبر اینه که 19 ام تولد 3 ساگی گل پسر جیگرم هست( خدایا شکرت که داریم بزرگتر شدن نازنین پسرمونو میبینیم این موجود دوست داشتنی که هنوز تموم اون لحظه های باردار و بیمارستانو کوچیکیاش جلو چشممه) و البته بی هایت فضول و شیطون و حرف گوش نکن عجییییییبببببببببببببببب!!!! جوری که بهش میگیم خیلی نفهمه!!و حالا منتظر دومین غنچه گلی هستیم که داره تو وجودم رشد میکنه^_^دارم برا پسر کوچولو یه دونه آبجی میاریم خخخخگرچه هنوز زود بود ولی خدا خواسته و ما هم شکر میکنیم به نعمتشالان دقیقا ...

    ادامه مطلب
  • دخترم، عضو جدید خونواده ^_^

  • نیلوبلاگ

    امروز دقیقا 17 روز هست که یه کوچولو شده مهمون دائمی خونمون.قربون دست و پای کوچولوش برم که قراره بشه مونس مامان و آبجی داداش و دختر باباجناب بابا که دیگه انگار نوبرشو آورده همه تو دلشون عروسیه بابای زینب خانوم تو نگاهشم عروسی شده خخخخ اسمشم بابا دوست داشت بشه زینبولی بمیرم برا پسر کوچولوم که حس بدی گرفته اونو .... باوجود اینکه اصلا هیچکدوم طرف دخترجانم نمیریم و فقط موقع شیر دادن بغلش میگیرم ولی پسرکم خیلی رفته تو خودش!!! بچه ای که یکسره با حرف زدنش سرمو میبرد الان فقط دنبال سکوت و تنهایی و بهانه گرفتنه تازه دوروز دوروز غذا نمیخوره!!! خیلی داریم کمکش میکنیم و بازی و هرچی دوست داره و کارایی که دوست داره براش انجام میدیم ولی افاقه نداره انگار دلم براش کبابه ولی دیگه نمدونم بایدچکار کنمهوای آبجی...

    ادامه مطلب
  • کمک از جنس آقای خونه

  • نیلوبلاگ

    خداروشکرپسرکه جانم الان وارد 9 ماه شده و بلند میشه و وامیسته و فضولیاش چندین برابر شده و به همون اندازه و حتی صدبرابر بیشتر شیرینیاش خوشمزه تر.... اونقدری که وقتی میخوابه دلم براش تنگ میشه .... گاهی ...

    ادامه مطلب
  • رمضان خوش اومدی

  • نیلوبلاگ

    خب خب امسال دومین سالیه که ماه رمضون خونه خودمونیم و من همچنان روزه نمیگیرم خخخخخ میگن سالی که نکوست از بهارش پیداست! خب من که سال اول نتونستم بگیرم سال دومم نمتونم خدا بخیر کنه از سال سومپارسال در چه...

    ادامه مطلب
  • نیمه دوم ماه رمضون من

  • نیلوبلاگ

    حدود دو هفته قبل افطار و شام منزل مادرشوهرجان به سر میبردیم که بعد از جمع کردن سفره من با وجود اصرااار های فراوان مادرشوهر مبنی بر نگهداشتن کوچولو و نشستن ظرفا باز منه چشم سفید رفتم پای سینک و شرو کرد...

    ادامه مطلب
  • جاری عروس چقد قشنگه ... ایشالا مبارکش باد خخخ

  • نیلوبلاگ

    6/ 6/ 98 پنجمین سالگرد عقد من و همسری شد جشنن عروسی جاری و برادرشوهر^_^مناسبتای ما همش مصادف شده ......19 مرداد که روز عروسیمون بود شد روز تولد پسرمون. 6 شهریورم که روز عقدمون بود شد عروسی برادرشوهر.....

    ادامه مطلب
  • این روزهای منه کلافه......

  • نیلوبلاگ

    این روزها........ از بس که فکر کردم...... به ادامه تحصیل ..... خوندن یا نخوندن ارشد....... به کلاس برداشتنای پر از زحمت ..... به این همه رفتنهای بیخودکی و بیفایده به اداره نهضت....... به این آزمونها.... به این همه استخدامی که یکیشم شامل حال من نشده...... اوووووووففففففففففف دارم دیوانه میشم...... سرم منفجر نشه خوبه........... حس یک سرخوردهخدایاااااااااااااا با همه اینا خیلی دوست دارم ...... شکرررررررررتتتتتتتت...

    ادامه مطلب
  • دلم نوشته

  • نیلوبلاگ

    اگه پسرکم بذاره این دفه دیگه نمیخوام راجع به فسقلی جان زندگیمون بنویسم!...

    ادامه مطلب
  • آهای فریاد فریاد عزیزم داره میاد (البته برا اون روز بود که میخوندم )

  • نیلوبلاگ

    آخر هفته پیش....... روزی که جانه دل قرار بود تشریف بیاره!!! چقد روز خوبی بود.... گرچه انتظار سخته اما امید به وصل شیرینش میکنه^_^ با وجود اینکه روز خیلی خیلی سردی بود اما حس میکردم خیلی هواش خاصه ..... ...

    ادامه مطلب
  • واکسن

  • نیلوبلاگ

    بالاخره بعد از 4 ماه و 10 روز رفتیم و غول واکسن چهارماهگی رو شکستیم خخخخ از روزی که چهار ماهش کامل شد هی میخواستم ببرم برا واکسنش ولی یه چیزی پیش میومد که نمیشد تاااا اینکه دیروز بالاخره خدا خواست و ر...

    ادامه مطلب
  • اولین زیارت

  • نیلوبلاگ

    جمعه گذشته که میشه 5بهمن ماه بالاخره آقا طلبید و بنده بعد از 7 ماه و فسقلی برا اولین بار رفتیم زیارت^_^ همسر هی مارو نمیبرد میگفت هوا سرده جوجه سرما میخوره باشه عید!!!!! منو میگی چقده گناه داشتم که از...

    ادامه مطلب
  • اشترودل

  • نیلوبلاگ

    خداروشکر که 6 ماه از اومدنت میگذره پسرم و هروز خودتو برا من و بابایی شیرینتر و عزیزتر میکنی و البته خوشگلتر میشی^_^ جوری که وقتی با همسر میشینیم و عکسای زمان تولدتو میبینیم میخندیم و میگیم واااای چقد ...

    ادامه مطلب